نوشته های علی رسولی

اینجا نوشتن و فکر کردن را می آموزم

نوشته های علی رسولی

اینجا نوشتن و فکر کردن را می آموزم

طبقه بندی موضوعی

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «thinking in systems» ثبت شده است

می دانیم که یک سیستم از اجزای در حال تعامل تشکیل شده است. هر یک از ما نیز ممکن است جزئی از سیستم خانواده، سازمان، شهر، اجتماع یا دانشگاه باشیم و با اجزای دیگر این سیستم ها تعامل داشته باشیم. مکالماتی که با خانواده، دوستان، همکاران یا هم کلاسی هایمان داریم، خبرهایی که از تلویزیون و رسانه ها می شنویم، کتاب هایی که می خوانیم، همه و همه نمونه هایی از تعامل و تبادل اطلاعات ما با سایر اجزای سیستم هستند. پیروی ما از قوانین، هنجارها و فرهنگ سازمان یا جامعه، اینکه چه موقع سر کار حاضر شویم و چه موقع به خانه برویم، چه زمانی مورد تشویق یا تنبیه اطرافیان قرار می گیریم، اینکه دیگران چه انتظاراتی از ما دارند، نمونه هایی دیگر از تعامل ما با سایر اجزای سیستم هستند.
ارتباط های تنگاتنگ اجزای سیستم، باعث می شود که کوچکترین تغییری در هر جزء از سیستم، بر اجزای بسیاری تاثیر بگذارد و در نهایت حتی خود آن جزء را نیز متاثر سازد. حال به بعضی از سیستم هایی که عضو آن هستید فکر کنید. سیستم هایی که پس از گذر چندین سال به تعادل نسبی رسیده اند و تغییر و تحولات آنچنانی ندارند. آیا امکان دارد جزئی از این سیستم ها مستثنی از سایر اجزا بوده و سطح عملکردی بسیار بهتری از سایر اجزای سیستم داشته باشد؟
بنظر من خیر؛ در این سیستم ها، هرگونه تغییر مثبت یا منفی در عملکرد هر جزئی،بلافاصله با پاسخ سایر اجزا مواجه شده و در نهایت خنثی می شود. با پذیرفتن مطالب گفته شده، ناچارا باید بپذیریم که وضعیت فعلی ما (از نظر سطح فرهنگ، دانش و عملکرد) فاصله چندان زیادی با خانواده، دوستان و همکاران ندارد. و اگر خودمان را بعنوان عضوی از سیستم جامعه بدانیم، وضعیت فعلی ما نمی تواند فاصله بسیار زیادی با متوسط جامعه داشته باشد.
با توجه به مطالب فوق، برای رشد و پیشرفت خودمان، چاره ای نداریم جز دقت در انتخاب اطرافیانمان و سپس بالاتر بردن متوسط اطرافیانمان. ما می توانیم با کنترل تعاملات خود، اینکه چه خبرها و مطالبی را بخوانیم، با چه کسانی همنشین باشیم، از چه اصول و هنجارهایی پیروی کنیم و چه کتاب هایی را بخوانیم، می توانیم فاصله خود از متوسط ها را افزایش دهیم.
شاید بتوان مطالب گفته شده را در یک جمله معلم عزیزمان، محمدرضا شعبانعلی، خلاصه کرد:
" هیچ کس از متوسط اطرافیانش فراتر نمی رود"
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۵ ، ۰۱:۰۵
علی رسولی

"وقتی که دیاگرام های ساختار سیستم را رسم می کنیم و تساوی هایی برای تحلیل آن ها می نویسیم، مجبور هستیم که فرضیات خودمان را آشکار کنیم و آن ها را به دقت بیان نماییم. ما باید هر یک از پیشفرض های خودمان درباره سیستم را رسم کنیم تا دیگران (و خودمان) آن ها را ببینیم. مدل های ما باید کامل، منطقی و سازگار باشند. پیشفرض های ما دیگر نمیتوانند به این طرف و آن طرف بلغزند (مدل های ذهنی بسیار بی ثبات هستند) و درباره هر بحثی، پیشفرض های مختلفی را در نظر بگیریم.

مجبور نیستید که مدل های ذهنی خودتان را بصورت دیاگرام ها و تساوی های خاصی نمایش دهید؛ هرچند که اینکار بسیار مفید است. نمایان کردن مدل های ذهنی را می توان با لیست ها یا تصاویر یا فلش هایی که نشان می دهند از نظر شما، چه چیزی به چه چیزی متصل است. هرچقدر که این کار را، به هر شکلی، بیشتر انجام دهید، تفکرات شما نیز شفاف تر خواهند شد، عدم اطمینان خود را سریعتر خواهید پذیرفت و به تبع آن اشتباهات  خود را سریعتر اصلاح خواهید کرد. همچنین یاد خواهید گرفت که انعطاف بیشتری داشته باشید. انعطاف ذهنی به معنی آمادگی برای ترسیم دوباره مرزها و آگاهی از اینکه سیستم وارد مد و حالت جدیدی شده است، یک ضرورت انکارناپذیر است؛ مخصوصا وقتی که در دنیایی از سیستم های انعطاف پذیر زندگی می کنیم.

همواره بخاطر داشته باش که آنچه تو می دانی و هرچیزی که دیگران می دانند، صرفا یک مدل است. مدل خود را در معرض دید قرار بده. از دیگران دعوت کن تا پیشفرض های تو را به چالش بکشند و پیشفرض های خودشان را مطرح کنند. بجای اینکه بخاطر مطرح کردن یک مدل یا فرضیه، خودتان را یک قهرمان بپندارید، سعی کنید تا جایی که ممکن است مدل های بیشتری جمع آوری کنید. همه ی آن ها را بعنوان مدل هایی محتمل و امکان پذیر در نظر بگیرید تا جایی که شواهدی بیابید که منجر به رد برخی از مدل ها شوند.

آشکار کردن مدل ها، دقیق تر کردن آن ها تا جای ممکن، تست کردن آن ها با توجه به شرایط و آمادگی داشتن برای کنار گذاشتن مدل ها درصورت از بین رفتن شواهد پشتیبان، همان بکار بردن روش علمی است؛ چیزی که حتی در کارهای علمی نیز کمتر استفاده می شود و استفاده از آن در علوم اجتماعی، مدیریت یا زندگی روزانه تقریبا نایاب است."

منبع: کتاب thinking in systems نوشته دونلا میچل

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۱۷
علی رسولی
خانم دونلا میچل در انتهای کتاب خود، Thinking in systems، مطالبی را تحت عنوان  خرد سیستمی، بعنوان چکیده آنچه از تحلیل و مدلسازی سیستم های پیچیده آموخته است بیان می کند که بنظرم بسیار مفید و کاربردی هستند و جای تامل دارند.
اصل اول: نبض سیستم را بگیر
"قبل از اینکه سیستم را به هم بزنی، چگونگی رفتار آن را مشاهده کن. اگر سیستم مورد نظرت بخشی از یک موسیقی، جریان آشفته یک رودخانه و یا افت و خیز قیمت یک محصول است، نبض آن را بگیر. اگر با یک سیستم اجتماعی سر و کار داری، نحوه کار آن را مشاهده کن. تاریخ آن را یاد بگیر. از مردمی که مدت های زیادی در آن جا زندگی کرده اند درباره اتفاقات گذشته بپرس. در صورت امکان، یک نمودار زمانی از داده های واقعی سیستم تهیه کن (حافظه مردم مخصوصا درباره گذشته دور چندان قابل اطمینان نیست).. شروع کردن با رفتار سیستم، تو را مجبور می کند که روی حقایق تمرکز کنی و نه روی تئوری ها. اینگونه می توانی از افتادن زودهنگام به دام باورها و تصورات نادرست خودت یا دیگران خودداری کنی.
مشاهده آنچه واقعا درحال رخ دادن است، بجای گوش کردن به تئوری های مردم درباره آنچه رخ می دهد، می تواند بسیاری از فرضیات نادقیق را باطل کند."
بسیار مهم و حیاتی است که قبل از هرگونه دخالت در سیستم و قبل از هرگونه عمل قهرمانانه ای و قبل از اعمال هرگونه تغییر اتوبوسی، سیستم موردنظرمان را بشناسیم. با دقت در روند تغییر متغیرها، وضع فعلی سیستم را مشاهده کنیم. از خودمان بپرسیم ادامه روندهای فعلی، سیستم را به چه نقطه ای خواهد رساند؟ الگوهای تکراری موجود در رفتار سیستم کدامند؟ کدام عوامل ساختاری منجر به ایجاد این رفتار سیستم شده اند؟
همونطور که در یکی از درس های تفکر سیستم در متمم هم از قول راسل اکاف بیان شده: گاهی ما منطق سیستم‌ها را درک نمی‌کنیم و باید بیشتر فکر کنیم. سیستم‌ها، منطق کلان خود را دارند. منطقی که با خواهش و نصیحت و توصیه تغییر نمی‌کند. مگر آنکه سیستمی فکر کنیم و با استفاده از تفکر سیستمی، راهکارهای منطقی و اثربخش ارائه دهیم.
وقی که به سرپرستی یک تیم یا مدیریت یک سازمان می رسیم، اولین کاری که انجام می دهیم، ایجاد تحولات در ساختارهای قبلی و به قول معروف تغییرات افراد بصورت اتوبوسی است. در واقع به هر وسیله ای و با تمام توان شروع می کنیم به یافتن و اصلاح نواقص سیستم. پیشفرض ما اینست که انجام هر کاری و اتخاذ هر راه حلی، موثر و مفید واقع خواهد شد. غافل از اینکه این تغییر و تحولات، حالت فعلی سیستم را به هم ریخته و نامنظم خواهد کرد و در نتیجه فرصت مطالعه رفتار سیستم و یا گرفتن نبض سیستم را از دست خواهیم داد و همه وقت و انرژی و فکر ما صرف واکنش به رویدادهای حاصل از تحولات خواهد شد. تحولاتی که خودمان در ابتدا عجولانه بوجود آورده ایم و اکنون دیگر به آسانی قابل تحلیل و قابل مدیریت نیستند.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۵۷
علی رسولی

اگر برندگان یک رقابت جایزه ای بگیرند که به برنده شدنشان در آینده کمک کند، یک حلقه افزایشی بوجود خواهد آمد که اگر این روند، بدون محدودیت و بصورت نامحدود ادامه یابد، در نهایت منجر به این خواهد شد که برنده ها همه چیز را ببرند و بازنده ها حذف شوند.

مثلا: شرکتی که در یک بازار رشد می کند و  بزرگ می شود، فرصت ها و منابع بیشتری برای رشد کسب خواهد کرد و بیشتر رشد خواهد نمود. ادامه این روند منجر به رشد نمایی برخی شرکت ها و حذف شدن شرکت های کوچک از رقابت خواهد شد. بعضی از کشورها قوانینی را برای جلوگیری از پیشرفت این حلقه افزایشی وضع کرده اند. قوانینی که شرکت های دولتی بزرگ را ملزم به استفاده از ظرفیت های کسب و کارهای کوچک (small business) میکند و یا قوانینی که از انحصارطلبی شرکت های بزرگ جلوگیری می کنند.

راه حل: وضع قوانین محدود کننده، قوانینی که سطوح مختلفی برای بازی وضع می کنند، حذف برخی از مزیت های برترین بازیگران، افزایش مزایای ضعیف ترین ها، خط مشی هایی که جوایز برندگان را طوری در نظر میگیرند که در راندهای بعدی رقابت تاثیرگذار نباشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۵ ، ۰۱:۰۳
علی رسولی